روزها میگذرند
عشقها میميرند
رنگها رنگ دگر میگيرند
و فقط خاطرههاست
كه چه شيرين و چه تلخ
دست ناخورده به جای میمانند
زندگی شوق تمنای همين خاطرههاست
رنگ و ارتباطات درونی
در ابتدا باید ارتباطات درونی را از مواردی که به ارتباطات خارجی مشهورهستند تمیزداد. روابطی که هیچ نقشی در شکل گیری آنچه که هستند ندارند، ارتباطات خارجی نامیده میشوند.
به عنوان مثال یک لیوان آب به طور خارجی به میز وابسته است. ارتباط « بالای چیز دیگری بودن» خارجی است. چون بخشی از ماهیت میز یا لیوان به این ارتباط وابسته نیست. اگر ارتباط لیوان و میز قطع شود، تغییری در ماهیت آنها ایجاد نخواهد شد. چون این دو جسم به يکدیگر از نظر ماهیتی و هویتی وابسته نیستند، این ارتباط خارجی است.
در مقابل، ارتباطات داخلی قرار گرفته اند که در ماهیت و طبیعت مواد مرتبط نقش دارند. بدون این ارتباط مشخص، جوهر وجودی آنها چیزی به جز آن چه که اکنون هست خواهد بود.
این جمله به این معناست که ماهیت رنگ های منفرد به رنگ های دیگر ـ و حتی به انواع دیگری از همان رنگ ـ وابسته است.برای مثال نارنجی به قرمز و به طریق منحصر به فردی به زرد مرتبط است.
بنابراین این ارتباط ـ وهم چنین تاثیرات دیگری که رنگ نارنجی از سایر رنگ ها میپذیرد ـ باعث میشود که نارنجی رنگی باشد که واقعا هست. هیچ رنگ دیگری این ارتباطات ویژه را ندارد؛ بنابراین هیچ کدام نمیتوانند نارنجی باشند.
هم چنین اگر رنگ نارنجی این روابط را با رنگ های دیگر نداشته باشد، دیگر نارنجی نخواهد بود. (مثال دیگر ارقام هستند: اگر عدد دیگری به جز عددی که ميا ن 6 و 8 قرار دارد مد نظر ماباشد مسلما آن عدد 7 نخواهد بود.
پس اگر بخواهیم راجع به یک رنگ خاص صحبت کنیم باید مجموعه روابط آن با دیگر رنگ ها را نیز درنظر بگیریم. ماهیت این ارتباطات میان رنگی چیست؟ به طور انتزاعی این روابط فقط رنگ ها را در بر میگیرند و برروی آنها تاثیر میگذارند. به عنوان مثال رنگ نارنجی ما بین زرد و قرمز قرار گرفته است، درحالی که رنگ سبز مابین آبی و زرد است و... چنین ارتباطاتی وجود یک رنگ را ممکن می سازد.
ما میتوانیم با استفاده از این روابط پیچیده، ساختار منطقی موجود در میان سایر رنگ های مجموعه را بیابیم. طرح های متعددی تا به امروز پیشنهاد شده اند که با استفاده از آنها میتوان ساختار رنگ های مختلف را برروی يک مخروط دو بعدی رسم کرد. (امروزه میتوان تفاوت های رنگ های گوناگون را از طریق بررسی طرح های مارپیچ آن مورد بحث قرار داد. رنگ برروی يک مخروط به شکل يک پلکان مارپیچ طراحی شده و هر گام، با يک حرکت بر روی پلکان مشخص میشود.
پذیرش ارتباطات درونی، با باور های مردم عادی کمی متناقض است. هررنگ خاص به دلیل خاص بودنش از جایگاه خاصی در نمودار رنگ ها برخوردار است. به عبارت دیگر چون هر رنگ در نمودار رنگ ها جایگاه ویژه ای دارد، يک رنگ خاص و مستقل درنظر گرفته ميشود.
پس رنگ ها به دلیل این ارتباطات، خاصیت ذاتی مخصوص به خود را دارا هستند که با این جمله که منشأ ارتباطات بین رنگ ها ویژگی های ذاتی آنهاست کاملا در تناقض است. .ولی چه چیزی میتواند از گفتن این که « قرمز به دلیل دارا بودن ویژگی های باطنی خاص خود قرمز است» ساده تر باشد؟ آیا ما این نکته مهم را فراموش نکرده ایم؟ آیا ما از طبیعت باطنی رنگ و بنابراین مهم ترین ویژگی آن چشم نپوشیده ایم؟
پاسخ این است که نقش ارتباطات درونی به عنوان منشا روابط آن با سایر رنگ ها برای ایجاد يک رنگ خاص ثابت شده است. اما این اصل روابط بین رنگ ها را چه از نظر مفهومی و چه از نظر وجودی مقدم بر ویژگی های ذاتی آن قرارنمیدهد. مقصود ما این است که يک رنگ به خاطر آنچه که هست از ارتباطات ویژه ای برخوردار است.
وابستگی این روابط به یکدیگر بسیار زیاد است و ارتباط و وابستگی نیز در يک جهت حرکت ميکنند. در نتیجه ما میتوانیم ادعا کنیم که به ماهیت ذاتی رنگ توجه کافی مبذول داشته ایم.
با این حساب ، سرانجام پاسخی برای سوالات شکاکیت گرایی در رنگ یافتیم. در حقیقت ما چیز های زیادی برای گفتن درباره رنگ داریم. اگرچه برای توصیف يک رنگ نیازمند استفاده از رنگ های دیگر هستیم، اما برای انجام دادن این مهم پارا فراتر از اشاره کردن به یک شیءیا بهره گیری از استعاره گذاشته ایم.
ما میتوانیم چیستی يک رنگ را از طریق اشاره به روابط آن با رنگ های دیگر، ارتباطات موجود در خود رنگ، ویژگی های خود رنگ که این ارتباطات را ممکن میسازند و روابطی که منشا برخی خاصیت ها هستند، بیان کنیم. اگرحتی این دلایل هم شک شما را برطرف نمیکند، باید در امکان اقناع چنین شکی تردید کرد.
آیا تجربه رنگ یک امر فراگیر است؟
آخرین مبحثی که در این مقاله به آن پرداخته میشود عمومیت تجربه رنگ هاست. ما با این نظریه که همه ما رنگ ها را یکسان درک میکنیم؛ یعنی امکان تجربه طیف وارونه، مواجه شده ایم.
نظریه بعدی، ابهام در ارتباط موجود بین ادراک و زبان حاصل میشود. يک طرح مهم در پشت پرده این نظریه، پیدایش و گسترش این دیدگاه است که تجربیات مفهومی ما تحت تأثیر زبان واقع میشوند.
این دیدگاه مبحث مهمی در فلسفه مدرن (IIWW)تلقی میشود و توصیف آن در این مقال نمی گنجد. ما میتوانیم افراد را بااین نظریه که بحث برانگیزهم نیست روبه رو کنیم: « آشنایی ما با يک مفهوم، آنچه میبینیم را تحت تاثیر قرار میدهد.»
ساده ترین مثال این است: چیزی که یک فیزیکدان با استفاده از وسایل پیشرفته در آزمایشگاه می بیند، با آن چه که یک فرد عادی درهمان شرایط مشاهده می کند کاملا متفاوت است.» در این صورت، مفاهیم مختلف نقش مهمی را درآن چه که ما می بینیم ایفا میکنند.
حال به مثال مشکل تری می پردازیم: این که افراد با فرهنگ ها و زبان های مختلف، تجربه يکسانی از جهان دارند. آیا منابع زبانی مختلف باعث می شود که آنها جهان متفاوتی را تجربه کنند؟ پذیرش این نظریه زیاد مشکل نیست.
اکنون در خاتمه بحث به این سوالات دقت کرده و آن را به تجربه رنگ مرتبط سازید: آیا افرادی که زبان های مختلفی دارند و کلمات متفاوتی ر ابرای نامیدن رنگ ها به کار می برند، جهان اطراف خود و رنگ های موجود در آن را متفاوت از دیگران می بینند؟
درک و پذیرش ارتباطات درونی بین نقش های خانوادگی و نقش های شغلی
آنچه به راستی کسب وکار خانوادگی را منحصر به فرد می کند وجود این ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطه ای که به طور معمول و در کسب وکارهای غیرخانوادگی یافت نمی شود. درک این ارتباطات درونی را می توان شاه کلید سالم سازی کسب وکار خانوادگی دانست. «نقش» بخشی از فرآیند کسب وکار خانوادگی است که انجام آن بر عهده فرد خاصی قرار می گیرد. در کسب وکارهای خانوادگی با سه نقش اصلی مواجه هستیم؛ نقش خانوادگی (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دایی یا خویشاوند سببی)، نقش مالکیت (شریک و سهامدار) و نقش شغلی (مدیر، کارمند یا کارگر).این امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغییر یابند و افراد از نقش های متضادی برخوردار شوند که این مورد باعث بروز اختلالاتی در روند کار می شود. برای مثال، «پدر» در یک کسب وکار خانوادگی ممکن است مالک، رئیس، پدر و همسر باشد. فرزندان نیز ممکن است از نقش های متعدد و متضادی برخوردار باشند؛ دختر، کارگر، دختر رئیس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتی رئیس در محل کار دستوری صادر کند، گاهی برای کارگران آسان نیست که به وی به عنوان رئیس نگاه کنند نه یک «پدر بهانه گیر». و از طرفی برای رئیس دشوار خواهد بود که به راحتی کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندی چموش که از خواسته های والدین سرپیچی می کند. روش ساده ای که با استفاده از آن می توان این رفتارهای متقابل را مجسم کرد، به کارگیری رویکرد سیستمی است. نگرش سیستمی درک روشنی از تاثیر متقابل سه سیستم فرعی خانواده، مالکیت و کسب وکار را بریکدیگر و برمحیط، ارائه می دهد. توجه به این نکات بسیار مهم است که تغییرات در هر جزء از سیستم، کل سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین افراد حاضر در هر سیستم از اهداف و انتظارات متفاوتی برخوردار هستند.برای مثال، زمانی که افراد در نقش «عضوی از خانواده» به کسب وکار می نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمی از هویت خانوادگی، میراث آینده و منبع تأمین نیاز های مالی برای رفع احتیاجات معمول زندگی در نظر دارند. از سوی دیگر، اگر ایشان حرفه شان را دلیل پیوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوی شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمایل خواهند داشت تا کسب وکار را وسیله ای برای توسعه شغلی و موفقیت های اقتصادی مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران یعنی افراد در نقش «مالک»، عمدتاً به کسب وکار به عنوان ابزاری برای سرمایه گذاری و کسب منفعتی رضایت بخش توجه نشان می دهند.هر چند پی بردن به عملکرد نقش های متضاد در کسب وکار خانوادگی، به تنهایی قادر به رفع تضادها نیست اما می تواند ما را در درک و فهم چگونگی رخ دادن آنها یاری رساند. درک چنین موضوعی، ما را قادر می سازد تا به این تضادها توجه کافی کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنیم.
واقعیتهای ارتباطات غیرکلامی
ارتباطات را می توان فرایند انتقال یامبادلة اطلاعات بین موجودات زنده دنیا تفسیر کرد که یکی از نیازهای اساسی و مهم وجود انسانهاست.
تجربه نشان داده است که انسانها زمانیکه از هرگونه ارتباط محروم می شوند ، بسرعت افسرده شده و به سرگشتگی و دیوانگی نزدیک تر می شوند.
مابه محض اینکه کلمه ارتباطات را می شنویم ، بلافاصله،تلفن،رادیو،تلویزیون،ویاکتابها و نشریات در ذهنمان مجسم می شوند و همه وسایلی که ما در ارتباطات کلامی با آن سر وکار داریم.
درارتباطات کلامی ، مابا یک زبان که بتواند معانی و مفاهیم و منظورمان را انتقال دهد ، سروکار داریم. زبانی که باید بتواند با حاملها و اصطلاحات خود،زمان،فضا وشرایط روی دادها و وقایع و چگونگی آن را انتقال دهد.برچسب هائی که بتواند بوسیله معانی مختلف کلمات ، تلفظ ها و شیوه های بیان آنها ، موضوعی را از شخصی به شخص دیگر انتقال دهد و در این نقل و انتقال تصّور شنونده از وقایع همانند گوینده باشد.
به راستی آیا ارتباطات کلامی ، تنها راه برقراری ارتباطات فی مابین است ؟
به واقع آیا درک اهمیت ارتباطات تنها بوسیله ابزارهای ساده و ابتدایی آن به ما هدیه شده است ؟
باعنایت به تعریف ارائه شده از ارتباطات کلامی ، ارتباطات غیرکلامی مشمول تمامی حالتهای ارتباطی می شود که بیک زبان رسمی وابسته نیست. ارتباطاتی که به موجب آن ایده ها و مفاهیم بدون اینکه از مفاهیم و اصطلاحات کلامی استفاده شود ، تشریح و تفسیر می شوند.
به نظرشماآیا ارتباطات غیرکلامی دارای چنان زمینه ای است که بتواند چنین تعریف مهمی رادربرگیرد؟ پاسخ مثبت است . نسلهای گذشتة ،انسانهائی که قبل از تاریخ می زیسته اند ، ازطریق ارتباط غیرکلامی باهمدیگر رابطه داشته اند.آنها همانند جانوران ، صداهائی از گلوی خود خارج می کردند.
درواقع علائم،حرکات بدنی ، اشارات ، ترسیم نقشها تا زمانیکه زبانی برای بیان مفاهیم آنها ایجاد شود ، نیازهای ارتباطی آنان را برآورده می ساخت .
بانگاهی به اطراف خود ، در می یابیم که امروز هم روشهای متعدد برای ارتباط غیر کلامی ما را احاطه کرده اند . صرف نظر از مفاهیم ارتباطات غیر کلامی ، بیشتر اینگونه ارتباطات با حسهای ارتباط گر مرتبط اند . آخر از همه نیز این " حسّها " هستند که می توانند اطلاعات را انتقال دهند .
بشر همیشه فکر می کرد که فقط 5 نوع حس دارد . بعدها دریافت که حس ششمی نیز وجود دارد . اغلب ارتباطات ما انسانها، با این حسها سر و کار دارد .
ارتباط غیر کلامی مرتبط با حسهای بشری ، با حرکت ، رنگ و شکل توام است .
در طبیعت نیز نمونه های بیشماری از این نوع ارتباط وجود دارد .
اجازه دهید از حرکت شروع کنیم :
رقص یک زنبور عسل ، نمونه بارز این ارتباط است . زنبور عسل کارگر حرکت های پیچیده ای انجام می دهد و این حرکت ها توسط سایر زنبورها بصورت دقیق دیده شده و تفسیر می شوند . پرواز و حرکت این زنبور عسلها ، علامت یا پیام خاص برای زنبورهای دیگر است.اینگونه پیامهای بیشتر دربارة محل اعلام شهد برای بقیه زنبورهاست .
سرپایان و هشت پایان که به جانوران شب تاب نیز معروف هستند و فرکانسهای رنگی از خود ساطع می کنند ، برای برقراری ارتباط از اشعه نورانی استفاده می کنند.
استفاده از طیف نور و اشعه رنگی سرپایان بیشتر از سرشیدائی است.
سلولهای رنگی(کروماتوفورها) از طریق رشته های ماهیچه ای با سیستم های عصبی مرکزی مرتبط هستند. کنترل رنگهای متنوع و تغییرات آن حیرت انگیز است.تماشای رنگهای این جانوران یکی از دیدنی ترین مناظر اعماق اقیانوسهاست . این جانوران می توانند هررنگی رابصورت اشعه نورانی درهرسطحی که بخواهند بتابانند. جانوران شب تاب همانند سرپایان می توانند ترکیبات نورانی را بصورت فعل و انفعالات شیمیائی درونی ، تولید کنند.اما علل تولید این پرتوهای رنگی تاکنون برای انسانها مشخص نشده و همچنان در ابهام است.
درمورد انسانها چگونه فکر می کنید ؟ آیا ما انسانها هم می توانیم همانند دیگر موجودات نمادهائی را برای برقراری ارتباط با سایرین از خود بروز دهیم ؟
بله انسانها می توانند و انجام می دهند .
همانطوریکه اظهار شد مردمان اعصار قدیم در زمانهای بسیار دور برای برقراری ارتباطات از تصاویر و طرحها استفاده می کردند. طرحها و شکلهای به جامانده از انسانهای قدیمی در دل غارها که برخی از آنها حتی بیش از 000/20 سال قدمت دارند، و در منطقة کانتابریان (جنوب غربی فرانسه و شمال اسپانیا) کشف شده اند ، بقدر کافی جذابیت دارند.
بکارگیری تصاویر بعدها به صورت خط هیرو گلیف در آمد که تقریباً یک نوع خط تصویری بود . از زمان ایجاد خط هیرو گلیف ، که قدیمی ترین آن به مصر (3100 سال قبل از میلاد مسیح) و آخرین آن به قرن 14 نسبت داده شده است و در جزایر فیلائی (Philae)نمونه های آن کشف شده اند ، مشخص شده است که این خط به عنوان اولین خط تصویری،قدیمی ترین ابزارارتباطی بین Hittites و Cretans بوده و در بین آنان کاربرد داشته است.
بشر به غیر از ابزار تصویری که با حس بینائی وی ارتباط داشت ، ابزارهای دیگری همچون ارتباطات چهره ای و حرکتی را نیز داشته است . نمادهای چهره ا ی همانند اخم کردن ، خندیدن ، عصبانی شدن ، گریه کردن و ... حالت های مختلفی هستند که بصورت مؤثر در موقعیتهای مختلف و در ارتباطات رو در رو انتقال دهندة حالات و پیام آنها بوده است .
حالت های حرکتی نیز در ارتباطات کاربرد دارند که می توانند مبهم یا روشن باشند.
اگر شخصی به یک تنگ آب و سپس به دهان خود اشاره کند ، این شاید نمونه ای ازیک ارتباط حرکتی روشن و بدون ابهام باشد . یعنی آشکار است که وی تشنه است و در خواست آب می کند از طرف دیگر دراغلب موارد موقعیت های غیرقابل تفسیری نیز وجود دارند که در شرایط متفاوت معانی مختلفی را انتقال می دهندوبرداشت دقیق و صحیح آن ها به عوامل مختلفی از قبیل عوامل فرهنگی ، جغرافیایی ، اجتماعی و غیره مربوط می شود.
درهندوستان ، استرالیا و برخی از کشور های غربی ، چنانچه کسی سرش رابالا و سپس پائین بیاورد، به معنی تأ ئیداست اما همین حرکت در کویت دقیقاً معنی برعکس دارد و مهفوم (نه) را القاء می کند. در شبه قاره هند چنانچه یک زن با انگشت نشانه دماغ خود را لمس نماید ، این حرکت نشاندهندة تعجب و شگفتی وی است. درخاورمیانه همین حرکت به معنی خدمتگزاری بوده و فرد نیت و آمادگی خود را برای انجام کار حتی تحت سرپرستی یک شخص دیگر اعلام می کند والبته این نوع حرکت ها بیشتر از سوی مردان انجام می شود. در ایران نیز اگر شخص بخواهد بگوید که من با کمال میل در خدمت شما هستم وازدستورات شمااطاعت می کنیم،دست راست خودراروی چشم راست خودمیگذارد.
شاید کاربرد حرکات بدنی حاصل چهارچوب بندیهای ماهرانه ای باشد که همانند زبان انسانهای کرولال کاربردداشته باشد.
ما درزندگی روزمره،بطورمداوم ترکیبی ازکلمات وحرکات راجهت بیان منظورمان بکارمیگیریم. صدا زدن کسی همراه با لبخند و گفتگو باوی ، باصدا کردن وی بدون لبخند متفاوت است .
ارتباطات غیرکلامی ناخود آگاه ، آنچه که ما آن را زبان بدنی و یا درست بگوئیم زبان حرکتی (حالت اندامی)می نامیم ، یک اصطلاح علمی است .
حالات بدن ما گاهی بیانگر حالات روحی روانی ما بوده بطوریکه شاید ما قادر نباشیم آن را با کلمات بیان نمائیم.کاربردزبان حرکتی می تواند بازتابی یا غیربازتابی بوده و حالت بدنی ، یا وضعیت وشرایط روحی ماهمراه پیام به شخصی که منتظردریافت پیام است،منتقل شود.
زمانیکه تمرکز می کنیم ، مردمک چشممان تنگ می شود و وقتی خسته ایم ، خمیده تر به نظر می رسیم و زمانی که به هیجان می آئیم فیزیک چهره مان فرق می کند.
آقای جولیوس فست (Julius Fast) درکتاب معروف خود به نام (زبان حرکت بدنی) که درسال 1984 منتشر شد ، بیان کرده است که زبان بدنی حاصل نفوذ فرهنگی و محیطی است. شخصی که درآمریکای شمالی زندگی می کند و به زبان حرکات بدنی آشنائی دارد ممکن است به سادگی در درک حس و قصد شخص دیگری که در اسپانیا زندگی می کند ، دچار اشتباه گردد.
بطور مثال یک دختر اسپانیایی با آگاهی به شرایط حاکم بر جامعه خود ، زیبایی های دخترانه خود را به رخ دیگران می کشد بدون اینکه مفهوم برداشت شده از حرکات وی ، حاکی از تمایل وی برای مردان باشد اما طبق نظریه آقای Fast همان رفتار از طرف یک دختر امریکائی بانیت جلب توجه مردان تفسیر میشود . مطالعات نشان داده است که امکانات برخی از مؤلفه های زبان حرکت بدنی جهانی بوده و به فرهنگ و نوع جنسیت افراد و همچنین محیط آنان بستگی دارد . به هر حال طبقه بندی زبان بدنی به دو بخش وابسته به فرهنگ و عدم وابسته به آن ، در مرحلة شکوفایی است .
از بین حسهای پنج گانة خودمان ، حس شنوائی اساساً به ارتباطات کلامی متکی است اما می تواند در ارتباطات غیر کلامی نیز کاربرد داشته باشد . به تجربه ثابت شده است که حس متانت و آرامش ، عصبانیت ، بشاشیت و خوشرویی ، افسردگی و امثال آن می تواند از طریق آواهای هماهنگ و موزون به دیگری منتقل شود. از آوا شناسی در درمان و بهبود افسردگی نیزاستفاده می شود (کاسیلیت 1999)
ارتباطات می تواند با حس بویایی نیز مرتبط باشد مطالعات دانشمندان ثابت کرده است که برخی از جانوران و حشرات از طریق حس بویایی امیال جنسی خود را به جفت خود منتقل می کنند.
حس لامسه از مدلهای قوی و مؤثر در ارتباطات است . یک بوسه یا یک دست دادن ساده و یا در آغوش کشدن کسی، حتی یک لبخندکوچک توأم بانوازش یا بادست گذاشتن برروی دوش کسی، می توان ارتباط بسیار قوی و مؤثری برقرار نمود که حتی با صدها کلمه و حرف میسر نمی شود.
برخی ها هم ادعا می کنند که با گرفتن دست کسی حتی می توانند فکر آنها را هم بخوانند . از میان اینهمه شواهد موجود در طبیعت ، باور نمی کنم که برقراری ارتباط از طریق حس چشایی میسر نباشد.
تله پاتی (دوهم اندیشی) یکی از راههای ارتباط که در مورد آن بسیار صحبت شده است،یکی از امکانات برقراری اتباط بدون کلام است . تله پاتی با نفی حواس پنجگانه مرتبط است. تعمق در مورد وجود تله پاتی به آواخر قرن بیستم برمی گردد.جنجالی که توسط آقای جوزف بی رینز(Joseph B.Rhines) و سایر روان شناسان دانشگاه گرونینگن Groningen هلند در سال 1937 راه افتاد .
آینده ممکن است روشهای دیگری رابرای برقراری ارتباطات به ارمغان بیاورد. یکی از روشهائی که اخیراً بشر به آن دست یافته است ، امواج مغزی است .تجربه ثابت کرده است که تمام فرایندهای مغزی که هم در حیوانات و هم در مغز انسانها جریان دارد ، حاصل یک الگوی پیچیده ای از جریان الکتریکی لحظه ای است (Bazier 1961) هر فرایند مغزی با نمونة نوسان الکتریکی فردی تلفیق می شود . تجربه گرایان توانسته اند این نوسانات الکتریکی مغزی را ثبت کنند. همچنین آنان دریافته اند که با برگشت دادن جریان الکتریکی در مسیر طی شده ، امکان اعمال تغییر و اصلاح در ذهن دریافت کننده پیام با یک مجموعه از نمونه های خاص وجود دارد(Delgado 1967).
تأثیر روش دکتر دلگادو با ایجاد جریان الکتریکی معکوس بر روی مغز یک گاو و در یک سالن و روی رینگ بوکس ، بطور دیدنی برای تماشاچیان تشریح شده است.
این فرایند زمانی که بر روی یک انسان پیاده می شود، می تواند تله پاتی نام بگیرد. که تحت عنوان انتقال ویژه اطلاعات بین موجودات در طبقه بندی ارتباطات غیرکلامی جای می گیرد.
در حال حاضر شاید برخی از مفاهیم ارتباطات بطور غیرمستقیم نقشهای عمده ای در زندگی روزمره،داشته باشند بهرصورت اینگونه اثر گذاریها نمی تواند مانع توقف ذهنیت سازیهای نویسندگان در زمینه های مختلف ارتباطی گردد.
در داستان (گاونر) نوشتة آقای پیرس آنتونی 1976 نمونه هائی از قوانین یک نوع بازی که(زندگی)نام گرفته است،برای به تصویر درآوردن ارتباطات بکار گرفته شده است. در داستان (ژوپیتر دزد) نوشته دونالد مفیت Donald Meffitt 1997 موجودات بیگانه ای خلق شده اند که فقط از طریق حس بویائی ارتباط برقراری می کنند.
داستان ها و افسانه های بسیاری وجود دارند که موضوع تله پاتی را القاء می کنند اما شاید برجسته ترین آنها را بشودبه کتابهای مردویرانگرنوشته(Alfred Bester)آلفردبستر1978 و مرد کامل که توسط جان برنر 1973 به تحریر در آمده اند، اشاره نمود.
کتاب مرد ویرانگر داستانی را بیان می کند که در آن هر یک از اعضاء جامعه ،یک (تله تاپ) هستند و داستان مرد کامل مسائل و موضوعاتی که در آن تله تاپی بصورت منفرد و مجزا دریک جامعه بشری معمولی مطرح است ، بازگو می کند.
آرتو پی، کلارک در مورد تخلیه بارالکتریکی مغزها در داستانهای خود،جزیرة دلفین ها (1971) و داستان محدودة عمیق (1968) اشاره کرده است ، وی در این داستانها در مورد رابطة بین بشر و خالقان دریا صحبت می کند.
درخصوص مزیت ها و برتری ارتباطات کلامی و یا غیر کلامی در میان مردم ، باید گفته شود که زمینه هائی وجود دارد که در آن مفاهیم ارتباطات کلامی و غیر کلامی برهم منطبق اند مثلاً فن شاعری یکی از این موارد است . یک شاعر خوب کلمات را با مهارت خاص بکار می گیرد البته نه همانند کاربرد ارتباط کلامی و نه فقط به خاطر معانی آنها بلکه کلمات گاهی به خاطر صدا و آواهایشان بکار گرفته می شوندوحتی گاهی به خاطراینکه تصویرخاصی رادرذهن مخاطب ایجادکنند ، ساخته می شوند. فرم یک شعر نیز بهمان میزان که مفاهیم آن مورد توجهند ، دارای اهمیت است . نمونة دیگر برای نشان دادن تطبیق ارتباطات کلامی و غیر کلامی به همدیگر ، موضوع داستانهای مصّور است . کتابهائی که داستانهای آن بصورت تصاویر گرافیکی طراحی شده اند، جائیکه کلمات و تصاویر بطور تلفیقی و هماهنگ می توانند مفاهیم را انتقال دهند.(مک لئود 1999)(Mc Leod).
همانطوریکه ملاحظه می کنید، مفاهیم ارتباطات بیشتر در بخش ارتباطات بیرونی و حسهای خارجی مورد بحث قرار گرفت. مواردی که بیشتر ، برای ارتباطات کلامی و غیرکلامی از آنها استفاده می کنیم.اما حسّهای دونی دیگری نیز وجود دارند.
حسهائی که درونی هستندومابهنگام ارتباط باخودمان از آنها استفاده می کنیم. در اینجا منظور این نیست که به فضاهای ماوراءطبیعی واردشویم چراکه هنوزدردنیای علوم انسانی همانند یک ذره ای در مقابل عظمت جهان هستیم.
بگذارید جهت روشن شدن این نوع حسهای درونی ، سئوالی مطرح شود :
زمانیکه گرسنه ایم ، چگونه این گرسنگی را درک می کنیم؟ پاسخ بسیار ساده است . از طریق درک حسهائی که منشاء گرسنگی به آنها مرتبط است و دربخش هوشیار مغزمان فعال اند . این همان ارتباط با خود است. در ارتباط با خود چگونه اعضاء بدنمان را در اطراف بدن خود حرکت می دهیم ؟
از یک زیست شناس یا فیزیولوژیست و یا یک متخصص اعصاب و یا روان شناس یا حتی از یک فیلسوف این سئوال را بپرسید . قطعاً هریک از آنها مثالهائی را در ارتباط با خود شما خواهند گفت و مواردی را که بطور مرتب اتفاق می افتد ، یادآوری خواهند کرد . همه این ها ارتباطات غیر کلامی است
ارتباطات خواه اینکه بادیگران باشد یا با خود فرد ، از دیدگاه علمیِ زندگی، بسیار اهمیت دارد و نبود آن می تواند کاملاً در زندگی فرد مؤثر باشد همان چیزی که یکی از دغدغه های خاطر بشر در طول زندگیست.
یک روز درحالیکه از تلفن کردن ها به دیگران خسته شده ایم اگر تلاش کنیم تابا خودمان ارتباط برقرار کنیم ، بشنویم که دستگاه تلفن تکرارکنان بگوید که «تمامی مسیرها به سمت مشترک مورد نظر اشغال می باشد و من بطور مرتب شمارة شما را تکرار می کنم».
درپایان باید اعتراف کنم که دامنه فعالیت ارتباطات بسیار وسیع تر از آن است که دراین اندک گفته شود.دراین مطالب تلاش براین بود تا نگاهی به کاربرد ارتباطات کلامی و غیرکلامی داشته باشیم و در این خصوص به برخی از مفاهیم ارتباطات غیرکلامی که درگذشته مورد استفاده بشر بوده است اشاره شده و یادآورد شوم که زمینه های مختلف دیگری نیز وجود دارند که برخی از آنها را پذیرفته ایم و خود را با آن تطبیق داده ایم و برخی دیگر همانند جریان در ارتعاشات مغزی و غیره را که آزمایشات و تجربیات کسب شده و مطالعات بیشترمی توانند درتوسعه و اشاعه آن مؤثر باشند.
این مطلب در صفحه رسانه روزنامه شرق شماره ۷۰۷ مورخ ۷/۱۲/۸۴ چاپ شده است
ارتباطات کلامی
از آنجایی که طبق تحقیقات علمی مغز زنان در زمینه اصول زیبایی شناسی(استتیک) فعالتر از مغز مردان است زنان در انواع مختلف ارتباطات به فرایند ارتباط بیش از خود و محتوای ارتباط توجه نشان می دهند اما مردان اصولا محتوا گرا بوده و به فرایند توجهی نشان نمی دهند یعنی مردان اصولا نتیجه گرا هستند بنابراین در ارتباطات کلامی زنان همیشه به نحوه ادای کلام توجه می کنند در حالیکه مردان فقط بدنبال خود کلام هستند این امر در کوتاه مدت هیچ گونه آسیبی به ارتباطات زنان و مردان وارد نمی کند اما در دراز مدت چون زنان احساس می کنند که ارتباطشان مثل اوایل نیست احساس شکست می کنند و می گویند که مردشان دیگر آنها را دوست ندارد در حالیکه اصلا این طور نیست و این سوء تفاهم ناشی از برداشت متفاوت است و از نظر روان شناسی این اختلافات چندان ریشه دار نیست.
در ارتباطات غیر کلامی هم زنان دوست دارند موقعی که صحبت می کنند به آنها توجه خاصی بشه و حتی با حرکات چشم ، صورت و برخی مواقع تکواژهای کلامی مورد تأیید قرار گیرند در حالیکه مردان توجه خاصی به این امور از خود نشان نمی دهند علی ای حال برای بهبود روابط زوجین در زمینه نحوه برقراری ارتباط به نظر می رسد که راهکارهای زیر قابل کاربرد باشند البته این راهکارها باید بیشتر از جانب مردان رعایت شوند:
1-همیشه موقع صحبت کردن باید به چشم های طرف مقابل خیره شد و گاهی اوقات با استفاده از واژه هایی چون آهان،هوم و... به طرف مقابل نشان داد که به حرفهای او توجه می کنیم.
2-گاهی اوقات لازم است که در حین صحبت وقتی سئوالی پیش آمد باید به آن جواب داد و یا اینکه سئوالی مطرح نمود تا مخاطب ما احساس کند که کاملاً متوجه صحبت های او هستیم.
3- زمانی که مخاطب شما یک خانم (همسرتان) می باشد هیچ وقت کار دیگری جز گوش دادن انجام ندهید.
4-خانم ها باید توجه کنند که بعد از اتمام صحبت های خودشان از دیگران به خاطر گوش دادن تشکر کنند این امر از نظر رفتار شناسی یک فیدبک مثبت تلقی شده و در آینده ارتباطات را تسهیل می کند
"بازديد جمعي از اعضاي انجمن روابط عمومي ايران از موسسه خيريه حمايت از كودكان مبتلا به سرطان؛ محك"
به نام حضرت دوست
زندگي زيباست ،
و از روزنه چشم كودك باز هم زيباتر
او پژمردگي و زوال را تجربه نكرده است
او مرگ را نمي شناسد و باور ندارد
دنيايش پر از رنگ ، شكوه و افسانه است
او شوق زنده ماندن دارد،
او حق زنده ماندن دارد.
و داستان ما از همين جا آغاز مي گردد
ديو سياه سرطان همه ساله عده زيادي از كودكان را به كام مرگ فرو مي برد . تا كي بايد بر اين اتفاق شوم مرثيه سرود؟ رفته گان رفته اند بايد به فكر آناني كه با كوهي از خاطرات از دست رفته، مانده اند بود. بايد اميد را در اين شهر كوچك و دوست داشتني زنده نگه داشت .
بايد به فكر چاره براي حادثه هاي آتي اين موضوع بود و تدابيري انديشيد كه تا بحال انديشه نكرده ايم . خيل عظيمي از كودكان دوست داشتني را همه ساله در دنيا از فقر از دست داديم. آناني كه كودكان بيمار را از نزديك ديدهاند و يا با اين حادثه دست و پنجه نرم كردهاند ميدانند تعداد زيادي از آنها بعلت فقر و هزينههاي بالاي درمان جان خود را از دست دادند . قطعاً براي مردمان سرزمينم ، مردمان انساندوست از دست دادن اين غنچه هاي نشكفته سخت و ناراحت كننده است .
بياييد موهبت اميد خدايي را در كام شيرين فرشته هاي سفيد زندگيمان، زنده نگه داريم.
همانطور كه مستحضريد موسسات خيريه به منظور همياري و همدردي انسانها با هر نژاد، قوم و عقيده اي شكل مي گيرند و براي تداوم فعاليت ها قطعاً با مسائل و مصائب و مشكلاتي براي پيشبرد امور برخورد ميكنند كه انعكاس فعاليت هاي آنها در جهت دامنه خدمترساني و پيوستن انسانهاي نيكوكار براي گسترش خدمات بيشتر و مطلوبتر به انسانهاي ديگر موثر واقع ميشود. حضور يكايك مردم در كمك به موسسات خيريه از دانش آموز و دانشجو گرفته تا خانه دار و كارمند و وبلاگ نويس و خودي و غير خودي ، فقط و فقط بخاطر حس انساندوستي و وطن دوستي است و بس. نه بخاطر تهييج گروه يا حزبي بخصوص و نه براي حمايت از فعاليت گروه يا حزبي ديگر.
موسسه محك يكي از موسسات خيريه كه در خدمت گروه هاي آسيب پذير جامعه قرار دارد و خدمات و فعاليتهاي گسترده اي را به افراد محروم جامعه ارائه مي دهد كه به برخي از آن خدمات اشاره مي شود.:
قائم مقام انجمن خيريه طي معرفي محك، مهمترين اهداف اين موسسه را در طي 14 سال گذشته كاهش مرگ و مير كودكان مبتلا به سرطان دانست و اظهار داشت: حدود دو دهه قبل مادري كه با بيماري كودك مبتلا به سرطان خود دست و پنجه نرم كرده بود تصميم گرفت در اولين فرصتي كه پس از معالجه فرزندش بيابد با كمك دوستان مركزي را به وجود آورد تا پناهي باشد براي كودكان دردمند و خانواده هاي آنها. پس از تلاشهاي اوليه و در پي مشخص شدن تركيب هيات امنا موسسه به عنوان يك سازمان غيردولتي- غيرانتفاعي در سال 1370 به ثبت رسيد و از آن زمان تا كنون با هدف حمايت مالي از كودكان مبتلا به سرطان در پرداخت هزينههاي درماني و كمك هزينههاي غيردرماني براي بالا بردن سطح كيفيت زندگي آنها، كمك و آموزش به كودكان مبتلا به سرطان و خانواده هاي آنها در جهت كاستن از آلام جسمي و روحي و اسكان بيماران شهرستاني و يك يا دو نفر از اعضاي خانواده آنها در تهران در طول دوره درمان فعاليت خود را آغاز نمود. هم اكنون هر كودكي كه زير 14 سال سن داشته باشد و برگه آزمايش پاتولوژي وي نشان دهنده ابتلاي او به سرطان باشد و در بيمارستان دولتي- دانشگاهي تحت درمان قرار گرفته باشد مي تواند تحت حمايت محك درآيد و در اين صورت براي كودك بيمار، پرونده اي تشكيل داده و از آن تاريخ از حمايتهاي مادي و معنوي موسسه بهره مي گيرد. همچنين در حال حاضر با اطلاع بيمارستانها و مراكز درماني سراسر كشور از فعاليت محك تمامي بيمارستانهاي دولتي- دانشگاهي ايران كه داراي بخش خون هستند با اين موسسه در ارتباط مستقيم بوده و بيماران خود را به محك معرفي مي نمايند. ضمن اينكه در حال حاضر بعضي از مراكز تشخيص طبي مانند M.R.I و CT-SCAN و آزمايشگاههاي تخصصي كشور به منظور كمك به محك كودكان بيمار تحت حمايت محك را به طور رايگان مي پذيرند و به اين ترتيب كودكان تحت حمايت اين موسسه از امكانات پزشكي در عالي ترين حد خود در سطح كشور برخوردار ميشوند.
موسسه محك علاوه بر حمايت از كودكان ايران در سراسر كشور، طي فعاليت پيگيرانه در سال 1991 از طرف كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل به عنوان سازماني كه به كودكان پناهنده مبتلا به سرطان خارج از اردوگاه كمك مي كند تعيين گرديد.
محك با توجه به اينكه يكي از اثرات ابتلاي به بيماري سرطان در نوجوانان نااميدي، افسردگي و عدم تمايل به ادامه مسير عادي زندگي است در بخش مددكاري با درايت بر اين مساله با تشويق اين
نوجوانان آنان را در عرصههاي مختلف زندگي ياري داده تا زماني كه آنها بتوانند با اعتماد به نفس و اطمينان به شرايط جريان زندگي باز گردند.
احمدیان تصريح كرد: امروز مفتخريم كه هيچ كودك مبتلا به سرطان در ايران جان خود را به علت فقر از دست نميدهد.
محك سازماني كه ورودي اش كمكهاي انساني و خروجي اش خدمات انساني است.
قائم مقام انجمن محك افزود: محك با كمك مردم توانسته قدم بزرگتري برداشته و بيمارستان فوق تخصصي 120 تختي را كه داراي 18000 متر مربع فضاي تشخيصي و درماني مي باشد كه در ظرف مدت كمتر از 2 سال با پيشرفته ترين تجهيزات پزشكي روز دنيا آماده بهره برداري نمايد و آماده پذيرش مراجعه كنندگان باشد.
احمدیان در پايان اين بازديد گفت: من به عنوان قائم مقام محك بر خود فرض ميدانم كه از فردفرد هموطنان عزيزمان چه آنهايي كه در داخل كشور هستند و چه آنهايي كه مقيم كشورهاي خارج ميباشند و ما را در ادامه راه دشوار و پر فراز و نشيبي كه در پيش گرفته ايم همراهي نموده و از هيچ كمك مادي و معنوي كوتاهي نفرموده اند سپاسگزاري نمايم.
قاسمي رييس انجمن روابط عمومي ايران نيز ضمن تقدير و قدرداني از اعضا و بانيان اين موسسه خيريه، اعلام داشتند كه كارهاي بزرگ توسط انسانهاي بزرگ رقم مي خورد كه تلاش و كوشش هاي شما عزيزان بزرگوار در نزد خداوند رحمان بدون اجر و پاداش باقي نخواهد ماند و بر خود و اعضاي انجمن روابط عمومي ايران وظيفه دانستند كه در اطلاع رساني از فعاليتها و اقدامات اين عزيزان جهت تنوير افكار عمومي و معرفي از خدمات شايسته موسسه محك گام بردارند.
اهداف اصلي محك، رسيدن به اهداف توسعه هزاره كه همان كاهش مرگ و مير كودكان است.
«و به دوستی خدا به فقير و اسير و طفل يتيم طعام مي دهند و گويند ما فقط براي رضاي خدا به شما طعام مي دهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسي نمي طلبيم.»
دست ياري شما هموطنان نوع دوست را مي فشارد.
مشخصات حساب بانكي كمكهاي مردمي به موسسه خيريه محك:
بانك صادرات، شعبه 1445 بانك سپه، شعبه 1351 بانك تجارت، شعبه 385
شماره حساب: 4444 شماره حساب: 75/2222 شماره حساب: 72826000
امشب نمي دانم که چرا قلم بر روي کاغذ سرسره بازي مي کند ...
امشب نمي دانم که چرا ستارگان آسمان چشمک نمي زنند ...
امشب نمي دانم که چرا خداوند جبرئيل را به اين خانه فرستاده است ...
امشب نمي دانم که چرا باد پنجره ها را به هم نزد ...
امشب نمي دانم که چرا تگرگ گلهاي درختان را کفن پوش کرد ...
امشب نمي دانم که چرا صداي گريه کودک همسايه تنها صداي امشب بود ...
امشب نمي دانم که چرا ماه خميده شده است ...
امشب فقط يک چيز را مي دانم که من هيچ نمي دانم
قلم موجود مقدس است. خداوند به قلم سوگند یاد کرده است. به درستی هرچه از گذشته ها می دانیم راهی است که همواره قلم روزنه سازی کرده است و جهان بشر سخت مدیون موجودی بنام قلم است. براستی که قلم مستحق قسم خداوند است.
یکی از بزرگان دین "حضرت علی (ع)" جملۀ زیبایی دارد، " انسان در زیر زبانش پنهان است، وقتی لب به سخن گشود شناخته می شود." بی شک قلم زبان نوشتاری انسان است. هر چه انسان می نویسد،
باید شخصیت نویسنده و قلم گر، همراه با نوشته های او یک سو و یک رنگ باشد. نویسنده نباید بر غیر آنچه که باور دارد را قلم بزند . معیار نویسنده بر اصول داشته ها و باور های درونی نویسنده باید باشد. در صورتی که نویسنده برخلاف باور های خویش قلم گردان کند ، اینجاست که فلک زدگی و بخت برگشته گی جامعه آغازیدن می گیرد...
باز هم همان بزرگ دین "حضرت علی (ع)" جمله زیبای دیگر دارد، "بزرگترین استاد تجربه است". یعنی اینکه، استاد به شاگرد علم می آموزاند و راه های کج و معوج را از راه های درست جدا می سازد. خاصیت های ددمنشانه و حیوانی شاگرد را اصلاح می کند. در نتیجه شاگرد را موجود مفید برای جامعه اش تحویل می دهد. البته اگر شاگرد حرف شنو باشد!
مطالعات ارتباطات يكي از شاخه هاي جوان علوم اجتماعي معاصر به شمار مي آيد كه در ايران نيز بسيار جديد است. اين مطالعات پس از جنگ جهاني دوم رو به رشد نهاد و از ساير رشتههاي علمي همچون جامعه شناسي, روانشناسي,علوم سياسي و حتي مهندسي كمك گرفت. ارتباطات با گسترش رسانه هاي الكترونيكي به تدريج به صورت رشته آموزشي مستقل در دانشگاهها راهاندازي شد.
در 1970، فرانک دنس 126 تعریف انتشار یافته را شناسائی کرد. از نظر برخی مردم "ارتباطات" بر مفاهیم متفاوت ، و گاهی متضاد دلالت دارد. از یک طرف، معنی آن تبادل متفکرانه دیدگاه ها از طریق یک مکالمه معنادار بین دو انسان می باشد؛ هر چند، می شود آن را به پیام ساده ارسال شده، بدون تفکر یا درخواست بازخورد، اطلاق کرد. با این تعریف اخیر، می توان گفت ماشین ها و جانوران پائین تر نیز ارتباط برقرار می کنند.
ارتباطات علمي است كه به مطالعه فرايند توليد و انتقال پيام از سوي فرستنده به گيرنده به منظور تحقق آثار مورد نظر در گيرنده مي پردازد. توسعه فوق العاده وسائل ارتباط جمعي همچون شبكه هاي ارتباطي و ماهواره اي,چند رسانه ايها و رسانه هاي متعامل در دنياي معاصر, تا بدانجا موثر بوده است كه نه تنها علم ارتباطات را به عنوان يكي از محورهاي اصلي مطالعات دنياي معاصر قرار داده است, بلكه عصر معاصر را عصر ارتباطات و جامعه جديد را جامعه اطلاعاتي ناميده اند .
ارتباطات رشتهای دانشگاهی است که به بررسی پديدهی ارتباط میپردازد. ارتباط فرايند تبادل داده هاست که معمولاً از رهگذر سامانهای ازنمادهای مشترک انجام میگیرد. ارتباطات امروزه دارای دو حوزه كلی است، یکی ارتباطات به عنوان يكی از شاخههای علوم انسانی كه شامل زيرشاخههايی از جمله روزنامه نگاری و روابط عمومی وهمچنین دو گرایش جدید دانشگاهی در رشته فرهنگ وارتباطات در دانشکده فرهنگ وارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) با نامهای سیاست گذاری فرهنگی و روابط حقوقی است، و ديگری ارتباطات به عنوان يكی از شاخههای تکنولوژی كه مخابرات از زيرشاخههای آن محسوب میشود .
ارتباطات یک فرآیند سازمان یافته برای تبادل اطلاعات بین قسمتها، و معمولا از طریق یک رشته علائم می باشد. علوم ارتباطات یک شاخه دانشگاهی برای مطالعه ارتباطات است.
تعریف واحدی از ارتباطات که همه را قانع کند وجود ندارد. در 1970، فرانک دنس 126 تعریف انتشار یافته را شناسائی کرد. از نظر برخی مردم "ارتباطات" بر مفاهیم متفاوت ، و گاهی متضاد دلالت دارد. از یک طرف، معنی آن تبادل متفکرانه دیدگاه ها از طریق یک مکالمه معنادار بین دو انسان می باشد؛ هر چند، می شود آن را به پیام ساده ارسال شده، بدون تفکر یا درخواست بازخورد، اطلاق کرد. با این تعریف اخیر، می توان گفت ماشین ها و جانوران پائین تر نیز ارتباط برقرار می کنند.
روش ها و اجزا ارتباطات
اجزا متداول شناخته شده ارتباطات شامل موارد زیر است:
کانال، زمینه،محیط، پس خورد، تداخل امواج،پیغام، دریافت کننده و منبع فرایند ارتباطات آن چیزی است که به بشر اجازه می دهد تجارب و دانش را به اشتراک بگذارد. شکل های متداول ارتباطات انسانی عبارتند از: زبان، علامت ، مکالمه، نوشتن،اشاره و... . ارتباطات می تواند به یکی از صورتهای متقابل، یکسویه،و ارادی یا غیرارادی باشد؛ همچنین می تواند کلامی یا غیرکلامی باشد. به علاوه ارتباطات می تواند درون فردی و یا میان فردی باشد و همچنین بین یا میان گروهی و ...
موانع ارتباطات
نگرانی مرتبط با ارتباطات، با عنوان درک اطلاعات شناخته می شود. این نگرانی به تاثیر پذیری به وسیله خود پنداره یک شخص گرایش دارد. در کنار درک، ارتباطات می تواند
توسط عوامل کنار گذاشتن، عدم تشخیص و قطبش آسیب ببیند.
تکنیک های روابط عمومی دیجیتال
برای اجرای بهتر روابط عمومی دیجیتال در عرصه ی عمل، لازم است که فرایندها و تکنیک های روابط عمومی را مورد بازنگری قرار داده و نسبت به تدوین مجدد آن در فضای جدید اقدام کنیم
.
الف) برنامه ریزی و مطالعات افکار عمومی:
برنامه ریزی و مطالعات افکار عمومی یکی از اساسی ترین تکنیک های روابط عمومی است که می تواند ساختار، توان و بنیان کاری روابط عمومی در سازمان را ترسیم کند.
برای انجام این مهم باید به مسائل زیر توجه کنیم:
1-
تهیه، تدوین و نظارت برنامه های روابط عمومی در محیط وب
در چنین فضایی فقط مسؤولان ارشد سازمان نیستند که از برنامه های روابط عمومی مطلع و نسبت به آن قضاوت می کنند، بلکه در محیط وب، کلیه ی مخاطبان می توانند برنامه های روابط عمومی را که تدوین شده است؛ مرحله به مرحله مورد قضاوت و ارزیابی قرار دهند، به این معنا که نظارت بر انجام فعالیت های روابط عمومی که در قالب یک برنامه ی تدوین شده است، در معرض قضاوت عمومی قرار خواهد گرفت و جای هیچ گونه توجیه برای انجام ندادن برنامه هایی که پیش از این زمان بندی و اعلام شده است؛ وجود نخواهد داشت
.
2- مدیریت و اجرای مطالعات افکار عمومی و پژوهشی از طریق سایت سازمان
نظرسنجی، تحلیل محتوا و سایر فعالیت هایی که در این حوزه قرار می گیرند، دیگر از طریق شیوه های معمول انجام نخواهند شد، بلکه با استفاده از سایت سازمان همگی به شکل الکترونیکی و با سرعت و دقت بیشتر امکان پذیر می گردد. هرچند که محدودیت های این امکان هم، نظیر عدم دسترسی عموم مخاطبان به اینترنت و ... نباید از نظر دور داشته شود.
3- پشتیبانی اطلاعاتی بخش های سازمانی و رسانه ها از طریق بانک اطلاعاتی
با توجه به انبوهی اطلاعات سازمانی در بخش های مختلف سازمان و تغییراتی که همواره ایجاد می شود و گریز ناپذیر نیز هست؛ مدیریت صحیح و کارآمد روابط عمومی در بخش جمع آوری و تدوین اطلاعات و آمار از طریق وب سایت سازمان علاوه بر فراهم آوردن امکان دسترسی همه ی مخاطبان به اطلاعات جامع سازمان در سطوح مختلف در کمترین زمان ممکن و به دور از بروکراسی های معمول، از تناقض های احتمالی در ارائه ی آمار و اطلاعات سازمانی نیز جلوگیری می کند.
در چنین حالتی هم رسانه ها و هم مدیران و مخاطبان سازمان برای دریافت و ارائه ی این اطلاعات تنها از یک منبع استفاده می کنند. ضمن آنکه امکان طبقه بندی اطلاعات برای دسترسی مخاطبان خاص هم با امنیت بیشتری صورت می گیرد.
در اولین بخش از تکنیک های روابط عمومی دیجیتال به تشریح " برنامه ریزی و مطالعات افکار عمومی " به عنوان یکی از اساسی ترین تکنیک های روابط عمومی پرداخته شد.
و اما ادامه ی این بحث:
ب ) ارتباطات مردمی و اطلاع رسانی:
مقوله ی ارتباطات به اشکال مختلف آن و اطلاع رسانی جهت اقناع و تنویر افکار عمومی در روابط عمومی از اهمیت خاصی برخوردار است تا حدی که اگر در هر سازمانی این دو با موفقیت همراه باشد، رضایتمندی بیشتر مخاطبان را به همراه داشته و به تبع آن سازمان با مشکلات کمتری مواجه خواهد بود.
در روابط عمومی دیجیتال ایجاد نظام پاسخگویی به مکاتبات، ایمیل ها، تماس های تلفنی و پیام های صوتی به منظور دریافت پاسخ از واحدهای مربوطه و ارائه ی راهنمایی های لازم می تواند کاملا" مکانیزه و بدون حضور مخاطب، صرف وقت و هزینه های رفت و آمد و در کمترین زمان ممکن صورت پذیرد. خوشبختانه نرم افزارهای لازم برای هریک از این موارد نیز موجود می باشد.
ب 2 - راه اندازی و اجرای سیستم انتقادها و پیشنهادها
هر گونه انتقاد و پیشنهادی اگر با رعایت اصول و قواعد آن صورت پذیرد، همواره موجب اعتلای سازمان خواهد شد و روابط عمومی به عنوان خواستگاه مخاطبان می تواند با ایجاد سیستم های الکترونیکی ضمن اجرای بهتر نظام پیشنهادها به ساماندهی این امر پرداخته و با ارائه ی گزارش های منظم از میزان تأثیر اتتقادها و پیشنهادهای مخاطبان بر روند اجرای برنامه های سازمان، رضایتمندی و همراهی بیشتر مخاطبان را با خود داشته باشد.
ب 3 - ایجاد سیستم پرسش و پاسخ از طریق سایت سازمان
سایت سازمان به عنوان اولین محل رجوع می تواند با استفاده از سیستم پرسش و پاسخ به صورت on line در زمان های مشخص و off line در هر زمانی مخاطبان خود را با مسائل سازمانی درگیرتر کند؛ ایجاد تریبون آزاد برای کارکنان نیز در همین راستا مؤثر خواهد بود.
روابط عمومی می تواند به شکل های مختلف این ارتباط را از طریق سایت سازمان تسهیل کند. ایمیل شخصی مدیران برای مکاتبات مستقیم و بدون واسطه، امکان ملاقات رو در رو ( face to face ) بدون حضور فیزیکی ارباب رجوع به شکل مجازی و با استفاده از webcam و voice و ... می تواند از این موارد باشد.
ب 5 - ارتباط با تشکل های صنفی و تخصصی
تشکل های صنفی و تخصصی نقش تعیین کننده ای در روند تکاملی سازمان و شکل دهی افکار عمومی دارند و به همین جهت توجه به این تشکل ها به عنوان رهبران فکری مخاطبان خاص سازمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ارتباط مستقیم و شفاف با این تشکل ها از طریق سایت و در معرض دید عموم مخاطبان و اجاد فضای مناسب برای حضور فعالانه ی آنان در محیط وب می تواند ضمن همراه نمودن بیشترشان با برنامه ها و اهداف سازمان باعث استفاده ی مفید تر از پتانسیل های موجود در آنان در راستای اهداف سازمان شود.
روابط عمومی دیجیتال،تئوری و عمل
در لزوم توجه به روابط عمومی دیجیتال
وقت آن رسیده است که به صورت عملی به پیاده سازی مباحث تئوریک در روابط عمومی دیجیتال و عملیاتی کردن آن در سطوح مختلف، اقدام کنیم برای ورود به عرصه ی عمل در این حوزه لازم است که فرایندهای کاری در روابط عمومی دیجیتال به همان شکلی که در روابط عمومی سنتی نیز تشریح شده بود مورد بازنگری قرار گرفته و با تغییرات لازم و به تفکیک نوع فعالیت ها در فضای جدید تشریح شود.
اگر توفیقی داشته باشم در آینده به این فرایندها خواهم پرداخت.
